دوشنبه, آذر ۱۸م, ۱۳۸۷ | Author: حسین احمدی

  • مفهوم شناسی مباهله

مباهله در لغت سه معنا دارد: ۱- رها نمودن و به خود وا گذاشتن؛ ۲- دعایی که همراه با تضرع و اصرار باشد؛ ۳- کم بودن آب. زمانی که دو یا چند نفر بر سر مسئله‏ای اختلاف نظر داشته باشند و هیچ کدام حاضر نباشند عقیده طرف مقابل را بپذیرند، در یک جا جمع می‏شوند و به درگاه خداوند تضرع می‏کنند و از خداوند می‏خواهند که آن کس را که بر باطل است رسوا نموده و مورد لعن و مجازات خویش قرار دهد.

  • کیفیت و زمان انجام مباهله

کیفیت انجام مباهله به این صورت است که هر یک از طرفینی که قصد انجام مباهله را دارند، انگشتان دستشان را در بین انگشتان طرف مقابل قرار می‏دهند و این جملات را می‏گویند:اللّهُمَّ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ الارَضینِ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ اِنْ کانَ فُلانٌ جَحَدَ الْحَقَّ وَ کَفَرَ بِهِ فأنْزِلْ عَلَیْهِ حُسْاباً مِنَ السَّماءِ وَ عَذاباً الیما؛ یعنیً ای خدایی که پروردگار آسمان‏های هفتگانه و زمین‏های هفتگانه و پروردگار عرش با عظمت هستی! اگر فلانی (طرف مقابل در مباهله) منکر حق است و نسبت به آن کفر می‏ورزد، پس نازل گردان بر او آتشی از آسمان و عذابی دردناک. مناسب‏ترین وقت برای انجام مباهله نیز، بین الطلوعین است؛ یعنی از زمان طلوع فجر تا طلوع خورشید.

  • مباهله پیامبر(ص) با نصارای نجران

در سال دهم هجری (۶۳۲ م) که پایه‏های حکومت اسلام کاملاً مستحکم شده بود، پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) به موازات مکاتبه با سران دولِ جهان و مراکز مذهبی، نامه‏ای نیز برای اسقف نجران «ابو حارثه» فرستادند و اهالی آن منطقه را به اسلام دعوت کردند. متن این نامه بدین شرح است:

به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه‏ای است از محمد پیامبر(ص) و فرستاده خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می‏کنم و شما را از پرستش و عبادت بندگان به پرستش خدا دعوت می‏کنم. شما را دعوت می‏کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و تحت ولایت خداوند در آیید و اگر این دعوت را نمی‏پذیرید، باید به حکومت اسلامی جزیه (مالیات) بپردازید، وگرنه با شما اعلام جنگ می‏کنم. والسلام.

فرستادگان حضرت محمد(ص) وارد نجران شده و نامه حضرت را به اسقف نجران دادند. اسقف نامه را با دقت خواند. وقتی از محتوای نامه مطلع شد، وحشت عجیبی سراپای وجودش را فرا گرفت. شخصی را نزد «شرحبیل بن وداع‍ة»، که شخصی با درایت و کاردان بود، فرستاد و او را به خدمت فرا خواند و نظر او را درباره نامه پیامبر(ص) جویا شد. شرحبیل گفت: ما مکرراً از پیشوایان مذهبی‏مان شنیده‏ایم و به این مطلب یقین داریم که خداوند به حضرت ابراهیم(ع) وعده داده است که نبوت را از نسل اسحاق(ع) به فرزندان اسماعیل(ع) منتقل کند و هیچ بعید نیست که محمد همان پیامبر موعود باشد. با این حال، این یک مسئله مذهبی و مربوط به نبوت است و من در این گونه مسایل نظری ندارم؛ اگر از امور دنیوی بود، بدون شک اظهار نظر می‏کردم و از هیچ گونه تلاشی فروگذار نمی‏کردم.

  • مذاکره نمایندگان نجران با پیامبر اسلام(ص)

مسیحیان قبل از آن که وارد مذاکره رسمی با پیامبر اسلام(ص) شوند، اظهار داشتند چون هنگام نماز است، اجازه دهید نمازمان را بخوانیم. حضرت به آنها اجازه داد و آنها به طرف قبله خودشان (مشرق) نماز خواندند. بعضی از اصحاب خواستند متعرض آنها شوند، ولی حضرت مانع شدند. پس از اقامه نماز، مذاکرات آغاز شد و حضرت رسول(ص) برای بار دیگر آنها را به اسلام دعوت کرد؛ ولی اظهار داشتند که ما قبل از تو ایمان آورده‌ایم. حضرت فرمود: دروغ می‏گویید، چون شما صلیب را عبادت می‏کنید و گوشت خوک می‏خورید و عیسی(ع) را فرزند خدا می‏دانید و این امور با اسلام و اعتقاد به خداوند یگانه سازگار نیست. نتیجه جلسه این شد که برای فردای آن روز با پیامبر اسلام(ص) قرار مباهله بگذارند؛ اگر پیامبر اسلام(ص) برای مباهله سربازان و نیروهای نظامی‏اش را همراه آورد، با او مباهله کنند، و اگر با خاصان و اهل بیتش در محل مباهله حاضر شود، با او مباهله نکنند؛ چرا که معلوم می‏شود پیامبر اسلام(ص) به حقانیت خودش مطمئن است، وگرنه عزیزان خویش را در معرض هلاکت قرار نمی‏دهد. تصمیم هیئت مسیحی به پیامبر اسلام(ص) ابلاغ شد و قرار شد هر دو طرف فردای آن روز (۲۴ ذی الحجه) برای انجام مباهله در خارج از مدینه حاضر شوند. پس از معلوم شدن زمان مباهله، پیامبر اکرم(ص) افرادی را جهت دعوت کردن مردم برای مشاهده جریان مباهله، به مدینه و اطراف آن فرستاد تا از همه مردم دعوت به عمل آورند. روز موعود جمعیت بسیاری از زن و مرد در محل مباهله حاضر شدند.

  • ورود به صحنه مباهله

پیامبر(ص) با علی مرتضی و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) در مقابل دیدگان آنان که برای مشاهده مباهله پیامبر اسلام(ص) با مسیحیان نجران در محل حاضر شده بودند، وارد صحنه شد. مسیحیان با دیدن چهره مصمم و مطمئن پیامبر اسلام(ص) و همراهانش از یک سو، و شنیدن سخنان یأس آور اسقف نجران از سوی دیگر، تصمیم گرفتند در برابر خواسته‏های پیامبر(ص) تسلیم شوند. بنابراین خدمت پیامبر اکرم(ص) رسیده و گفتند: یا اباالقاسم! ما با تو مباهله نمی‏کنیم، ولی حاضریم مصالحه کنیم و هر مقداری که خواسته باشی به تو جزیه بپردازیم. پیامبر بزرگوار اسلام(ص) پیشنهاد آنها را پذیرفت و از انجام مباهله منصرف شد و قرارداد صلحی بین پیامبر اسلام(ص) و مسیحیان نجران بسته شد.

عباسعلی وحیدی
منبع:خبرگزاری حج

پ.ن

تصاویر مسجد مباهله

You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.
Leave a Reply » Log in