![]()
نصر بن مزاحم در کتاب «صفّین»(۱) با سندش از ابوسعید تیمى تابعى، معروف به عقیصا نقل کرده است . ما در مسیر شام همراه على(علیه السلام) بودیم تا اینکه به پشت کوفه در سمت سرزمین سیاهى(۲) رسیدیم ، مردم تشنه شدند و احتیاج به آب پیدا کردند . پس على(علیه السلام) ما را به کنار تخته سنگى محکم که به اندازه جثه بز بود ، آورد . به ما فرمان داد و ما آن را کندیم . آنگاه آبى خارج شد و مردم نوشیدند و سیراب شدند . سپس به ما دستور داد و ما آن تخته سنگ را در جاى خود قرار دادیم . سپس مردم حرکت کردند و کمى که راه رفتیم على(علیه السلام) فرمود : آیا هیچ یک از شما مکانى که از آن آب خوردید را مى شناسد؟!
گفتند : بله ، اى امیر المومنین! فرمود : به سوى آن جا بروید .
پس گروهى از ما به صورت پیاده و سواره به راه افتادیم و جست وجو کردیم تا به مکانى که گمان مى کردیم چشمه آنجاست ، رسیدیم . پس در طلب صخره بر آمدیم ، ولى پیدا نکردیم و وقتى عاجز شدیم به طرف دیرى که در آن نزدیکى بود ، رفتیم و از اهل آن پرسیدیم : آبى که در نزدیکى شماست ، کجاست؟ گفتند در نزدیکى ما آبى نیست . مردم گفتند : چرا هست ، خود ما از آن نوشیدیم . پرسیدند از آن نوشیدید؟! گفتیم : بله؛ صاحب دیر گفت :
این دیر بنا نشده مگر با همان آب و آن آب را کسى خارج نمى کند مگر پیامبر یا وصىّ پیامبر. (۳)
پی نوشتها:
۱ ـ وقعة صفّین: ۱۶۴[ص ۱۴۵]. و خطیب در تاریخ خود ۱۲:۳۰۵ این مطلب را آورده است.
۲ - [در گذشته ، کشور عراق به «ارض سواد» (سرزمین سیاهى) معروف بوده است ; زیرا به خاطر درختان انبوه و سر سبزى مناطق ، از دور به شکل سیاهى نمایان بوده است ، و ظاهراً در این عبارت مراد ، منطقه سر سبز اطراف کوفه است] .
۳ - شفیعى شاهرودى، گزیده اى جامع از الغدیر، ص ۳۷۰/


